تبليغاتX
شعر

شعر

دریا شده است خواهر و من هم برادرش

شاعرتر از همیشه نشستم برابرش

 

خواهر سلام ! با غزلی نیمه آمدم

تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش

 

خواهر ! زمان زمان برادر کشی ست باز

شاید به گوش ها نرسد بیت آخرش

 

می خواهم  اعتراف کنم : هر غزل که ما

با هم سروده ایم ، جهان کرده از برش

 

با خود مرا ببر که نپوسد در این سکون

- شعری - که دوست داشتی از خود رهاترش

 

دریا سکوت کرده و من حرف می زنم

حس می کنم که راه نبردم به باورش

 

دریا ! منم - همو که به تعداد موج هات

با هر غروب خورده بر این صخره ها سرش

 

هم او که دل زده است به اعماق و کوسه ها

خون می خورند از رگ های در خون شناورش

 

خواهر ! برادر تو کم از ماهیان که نیست

خرچنگ ها مخواه بریسند پیکرش

 

دریا سکوت کرده و من بغض کرده ام

بغض برادرانه ای از قهر خواهرش

 

(محمد علی بهمنی .عشقم)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 18:11  توسط محسن خوارزمی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 18:2  توسط محسن خوارزمی  | 

بهار خبر

گاه و بیگاه به دنبال توام

ای که در قاب دلم گمشده ای

هر نفس از تو مدد می خواهم

تو که از شعر شبم کم شدهای

...

دل من خیس تر از شبنم صبح

گل روی تو چرا جایش نیست

سرخی گونه تو در نظرم پابرجا

لیک طعمش کمی از اتش نیست

...

در سکوتم همه مبهوت زمان می مانند

نیست نایی که به سردی تو فریاد کنم

عهد بستم عهد بستم با خود

که مباد از غم هجران تو فریاد کنم

...

در نظر بازی من بیخبران با خبرند

گله از دست  که باید بکنم

قاصدک مرد کبوتر پرپر

بعد از این فاجعه ماتم  که چه باید ببکنم

...

دل شبگرد به تاراج غریبان رفته

از قضا غصه او پایان نیست

اشکهای شب وروزش چیزی

کمتر از بارش هر باران نیست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 18:58  توسط محسن خوارزمی  | 

محسن خوارزمی

 
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 19:23  توسط محسن خوارزمی  | 

از روزهای پیش

مغرورتر شدی

تقصیر از ان کیست

 اینگونه ترشدی

...

روحت به جان من

پیوند می خورد

قلبم که بشکند

کی بند می خورد

...

تکرار می شوی

هر شب به خواب من

تحمیل می شوی

بر ارتکاب من

...

اما نمی روی

از خاطرات من

کی می شوی صدور

بر واردات من

...

مغرورتر شدی

بیچاره تر شدم

چون دورتر شدی

اواره تر شدم

...

تا کی به کوی تو

سرگشته تر شوم

ان گونه بوده ای

ان گونه تر شوم

...

وقتی مواجهم

با اقتدار تو

کاری نمی توان

جز انتظار تو

...

تفسیر کن مرا

شاید رها شوم

در کسب و کار عشق

قدری بها شوم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 19:12  توسط محسن خوارزمی  | 

باز شب بود وتو از لحظه تنهایی من

تا خود صبح سخن می گفتی

ومن از شوق غزل خوانی تو

خواب را قرض به فردای دگر می دادم

از نگاه شرر امیز تو من،

عشق را وازه تعبیر خدا میدیدم

تو مرا ناب ترین شعر خدا می خواندی

و من ازسادگی لهجه ی تو

مرگ را نقطه پایان وداع می دیدم

وقت پایان سخن های تو بود

تا که من دانستم

باز صبح است و منم خواب تورا میدیدم

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 18:50  توسط محسن خوارزمی  | 

جستجو خواهم کرد،تورا هر شب در رویاهایم

زندگی خواهم کرد هر لحظه را با تپش نگاهت

وبهانه خواهم کرد،یاد تو را برای زیستن

بدان که بیتو لحظه ها توان سپری شدن را ندارند

عطش دیدار تو هر اینه مرا اب می کند

و انتظار شنیدن صدایت مرا به جنون سوق می دهد

ای هستی بخش زندگیم،بدان که در دادگاه زندگی

به عشق تو معترف وبه زندگی بیتو محکوم شده ام

پس عفوم کن،

چرا که تنها حاکم قلب من تویی...

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 18:45  توسط محسن خوارزمی  | 

    روزی که روزی که

روزی که غرق درتمنای عشق تو بودم ،تورا از دست دادم

روزی که دانستم تو لایق عشق ورزیدنی،وجود تو از عشق خالی شد

و وقتی که سرمست از کمال نجابتت بودم

در سوگ از دست دادنت چه ارام گریستم...

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 18:41  توسط محسن خوارزمی  | 

عابد

عابد زلف پریشان توام

زائر دیده گریان توام

گیسوان تو شبی بیپایان

اشکهایت پاک.همچون باران

نفست همچو نسیم خنک وادی عشق

که مرا برد به ابادی عشق

من عاشق من تنها  من خسته من دور

گونه ام بستر رود

شعرهایم همه خالی شده از بود ونبود

بیتو ای زلف کمند چشم سیاه

می شوم غمزده ای بی همراه

دست من گیر و به بتخانه بیا

تا که با تیشه چشمت شکنی بتها را

وارهانی مرا از غمها

ورسانی مرا تا فردا

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 20:16  توسط محسن خوارزمی  | 

كاشكي قصه عشقم همه افسانه نبود

شرح ان سوختن اين دل ديوانه نبود

كاشكي در گذر از غربت اين ثانيه ها

نرگسم با دل من اين همه بيگانه نبود

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 19:41  توسط محسن خوارزمی  |